نمی دانم آیا آن روز که دکتر مصدق به پشتوانه و دلگرمی های شورآفرین و سرنوشت ساز آیت الله کاشانی 29 اسفند را در تاریخ ایران با نام « روز ملی شدن صنعت نفت » نهادینه کرد به واقع با خود اندیشیده بود که با این اقدام و کوتاه نمودن دست اجانب از تاراج این سرمایه ی ملی ، آن را به تمامه ملی نموده است؟ از سوی دیگر امروز و پس از 5۷ سال از آن روز، حقیقتا چه درصدی از این بخش مهم و تاثیر گذار در اقتصاد کشور و به تبع زندگی مردم ملی شده است ؟ برای روشن شدن این امر، نیاز به بررسی این صنعت از دو ناحیه لازم می آید « سخت افزار و نرم افزار » تا میزان پیشرفت و دستیابی به صنعت نفتی بومی مشخص گردد.
در این میان کمی توجه به عملکرد و پروسه ای که دیگر کشورها در راستای تحقق این مهم طی نموده اند روشن می سازد که در 30 سال اخیر آنچنان که باید و شاید در این زمینه پیشرفت نداشته ایم؛ به عنوان نمونه کشور « ونزوئلا » که تقریبا همزمان با ایران موفق به ملی کردن صنعت نفت خود شده است، لکن مؤسس و پیگیر کننده ی اصلی راه اندازی « سازمان اپک » همین کشور بوده است و یا در مثالی واضح تر کشور « نوروژ » که فاقد منابع نفتی در خشکی می باشد و تنها دارای منابع نفتی دریایی است در سال « 1975 میلادی » با تأسیس شرکت « اِستَت اویل » و سرمایه گذاری صحیح و برنامه ریزی بلند مدت ، امروز پس از گذشت 33 سال این شرکت ، بزرگترین پروژه های نفتی را در اکثر نقاط نفتخیز دنیا بر عهده دارد و این در حالی است که پس از گذشت 54 سال از ملی شدن صنعت نفت ایران ، عمده پیشرفت صنعت نفت کشورمان در زمینه ی افزایش بهره وری و صادرات این نعمت خدادادی و کسب درآمد از این طریق و البته با استفاده از سخت افزار ها و نرم افزار های خارجی بوده است.
اما به راستی چرا کشوری چون ایران با گذشت 100 سال از اولین حفاری نفت در مسجد سلیمان و 5۷ سال از ملی شدن این صنعت هنوز هزینه های بسیاری را جهت خرید سخت افزار های نفتی از کشور های خارجی صرف می کند و آیا هزینه نمودن حدود 60 و 130 میلیون تومانی به منظور پرداخت کرایه ی یک روزه ی دکل حفاری در خشکی و دریا دارای صرفه ی اقتصادی بیشتر است یا سرمایه گذاری بر روی این صنعت مولد و سود آور جهت بومی سازی صنعت نفت کشور عزیزمان ایران؟
از سوی دیگر توجه به بخش دیگری از این صنعت مهم کشورمان که همان صنایع پایین دستی یا صنایع تبدیلی نفت خام است و ضعف کشورمان در این وادی ، این باور را تقویت می کند که اگر صنعت نفت را کلی دارای اجزایی چون موارد مذکور بدانیم و اطلاق « ملی » را با توجه به این اجزا بخواهیم بیان کنیم ، بی شک درواقع هنوز این بخش مهم در اقتصاد کشورمان ملی نشده است.
پر واضح است که با توجه به نامگذاری سال 87 به سال « نوآوری و شکوفایی » ، رفع این معضل و دستیابی به ملی شدن واقعی صنعت نفت نیازمند به برنامه ریزی صحیح و بلند مدت در این رابطه می باشد که به عقیده ی نگارنده توجه به این امور اجتناب ناپذیر می باشد :
1- اهمیت ویژه به پژوهش و تحقیقات با نگاه بومی کردن این صنعت
2- کاربردی نمودن نتیجه ی پژوهش های صورت گرفته و به بیان شیواتر « تبدیل علم به فن آوری »
3- حمایت و اطمینان کردن به شرکت های داخلی فعال در عرصه ی نرم افزارها و سخت افزارهای نفتی و بازی دادن آنان « حمایت از تولیدات داخلی »
4- موظف نمودن شرکت های دولتی و خصوصی داخلی فعال در بخش های مختلف صنعت نفت به تامین مایحتاج خود از تولیدات شرکت های داخلی قابل رقابت با موارد مشابه خارجی
و ...
|